‫انجمن فلسفه و حکمت معنا » علم به منزله ابزار شناخت خداوند متن سخنرانی نشست 15-10-90‬

 به نام خداوند

علم به منزله ابزار شناخت خداوند علم در حالت کلی خود دریافت ابعاد وجودی اجزای مختلف مادی و ترکیب و ادغام روابط و قابلیت ها با هم است .
علم از جمله مقولاتی است که برخورداری انسان از آن او را از سایر موجودات جدا ساخته ، سبب رجحان او بر سایرین در عرصه های مختلف ابراز وجود در زمین شده است بنابراین ، این توانایی دارای قابلیت هایی است که سبب ایجاد شناخت و فراهم آمدن امکانات و ابزارهای بودن ، منطبق با نیاز انسان می شود . و از آنجایی که خداوند دارای وجود غیر محسوس است و همین امر سبب می شود تا انسان قادر به دریافت وجود خداوند به صورت مستقیم نشود، در نتیجه همانگونه که به تفصیل در ضرورت وجود خدا، اثبات وجود خدا از کتاب شالوده ، بیان گردید ، یکی از راه های دریافت وجود خداوند دریافت اثر محسوس خداوند و یا همان جلوه های حضور اوست و اثر محسوس خداوند نیز همه مخلوقات و موجوداتی است که در هستی وجود دارد و علم از جمله توانایی انسان است که این امکان را برای انسان فراهم می سازد تا او بتواند از راه اثر محسوس خداوند و جلوه های حضور او ، به شناخت او برسد. علم در حالت کلی خود دارای چهار مرحله عملکرد است . ۱- دریافت .۲- ایجاد ارتباط.۳- برنامه ریزی .۴- پیش بینی . دریافت در علم انسان با علم مبادرت به کسب شناخت از قابلیت اشیاء و جایگاهشان در زمان و مکان می نماید به اینکه یک شئی دارای چه ویژگی و خواصی است و می تواند چه کارکردی را در شرایط های مختلف داشته باشد .برای مثال ، انسان در زندگی بهره مند از مواد غذایی است و علم تغذیه با ایجاد شناخت از خواص انواع غذایی که انسان در ارتباط با آن ها است و نیز ویژگی اختصاصی هر غذا به اینکه برای پایداری چه بخش یا عضوی از بدن مفید یا مضراست ، نگرش تغذیه ای انسان را دگرگون نموده ، دریچه ای جدید از بهره گیری از مواد غذایی را منطبق با زمان و مکان بروی وی گشوده است . برقراری ارتباط در علم انسان با علم می تواند بین قابلیت های مختلف اشیاء ارتباط برقراری نموده ، شکل های جدیدی از کارکرد جمعی و ترکیبی را به ظهور کشاند برای مثال ، علم در عرصه کشاورزی با شناسایی قابلیت های توسعه ی ساختاری انواع محصولات به لحاظ کمی و کیفی مبادرت به اصلاح میزان باروی و نیز کیفیت محصولات نموده و انسان را قادر ساخته است تا بتواند محصولات جدید با باروری بیشتر را تولید نماید و نیز به او این امکان را داده تا بتواند در شرایط های مختلف ، مبادرت به کشت انواع محصول نماید . هنگامی که یک عالم علمی مبادرت به بررسی ساختار نوعی از محصول کشاورزی می کند و در ساختار آن نظمی منحصر به فرد را مشاهده ، و در می یابد که هریک از ارکانهای ساختار یک محصول تابع قانون خاصی است که با هر محصول دیگر قابل ترکیب و پیوند نیست و در گونه خود به نوعی دارای خانواده است ، در آنجا عالم با پی بردن به حاکمیت قدرتی برتر بر وجود آن محصول ، به فرض برنج ، پی به جلوه ای از حضور خداوند برده ، به شناختی از ابعادی از حضور خداوند می رسد . برنامه ریزی در علم انسان با علم مبادرت به تعیین مسیر پیشرفت زندگی نموده و با یافتن جایگاه تخصص ها و قابلیت های مختلف ، قابلیت فردی هر یک از اجزا را در مسیر بازدهی قرار داده ، با مرتبط ساختن تخصص های مختلف با هم ، آنها را مکمل هم در ایجاد شکل های مختلف جمعی می سازد به گونه ای که هر فرد یا جزء در برنامه ریزی علم جلوه ای از کارکرد فردی و جمعی خود را به نمایش می گذارد برای مثال ، برای بنا نهادن یک شهر ، برنامه ریزی علم با دریافت تخصص ها و قابلیت های مورد نیاز تاسیس یک شهر ، مبادرت به شناسایی آنها نموده ، با قرار دادن هر تخصص و قابلیت در جای خود از توان علمی آن در راستای بکار گیری از قابلیت مصالح مختلف سود جسته و نیز با برقراری ارتباط بین تخصص ها و قابلیت های مختلف ، هر متخصص را به متخصصی دیگر مرتبط ساخته ، کاری واحد را با بهره گیری از تخصص جمعی به انجام می رساند و اینگونه است که می بینیم متخصص نقشه شهری با انجام کار فردی خود ، مرتبط به متخصصی به فرض فضا سازی شده ، و در ادامه بقیه متخصصین نیز با بروز تخصص خود به دیگران مرتبط می شوند و در نتیجه می بینیم که شهری با خیابان ها و ساختمان ها و فضای سبز و غیره برای تعداد جمعیتی خاص شکل می گیرد .در اینجا یک عالم علمی با تفکر بر وسعت اندیشه انسانی و اشتراک انسانها در شکل گیری کاری واحد و نیز مکمل بودن تخصص های مختلف با هم به وجود قدرتی فراتر که انسانها را در ساختار و دانش مکمل هم ساخته پی برده ، جلوه ای از حضور او را در ظهور اندیشه خود در می یابد . ۴- پیش بینی در علم هنگامی که انسان با علم توانست از ویژگی و خواص و قابلیت اشیاء دارای شناخت شود و نیز توانست پی به نوع ارتباط اجزای داخلی هر شئی برده ، قابلیت ارتباط آن با دیگران را دریابد و توانست اجزای مختلف را حول دست یابی به هدفی خاص به یک مجموعه کشاند ، آنگاه علم این امکان را به انسان می دهد تا بتواند برای مسیری که در پیش گرفته نتیجه ای را پیش بینی نماید برای مثال ، همان بنا نهادن شهر را در نظر بگیریم ، هنگامی که فرد در ایجاد بناها از درصد خاصی از ترکیبات مصالح بهره گرفت ، در نتیجه می تواند به این توان برسد که پیش بینی کند عمر ساختمان مورد نظر تا چه زمانی است و نیز در مقابل چه میزان از زمین لرزه دارای مقاومت است و همین امر سببی می شود تا عالم علمی با تامل در این مقوله به این نتیجه برسد که آنکه جهان را آفرید نیز به سبب برخورداری از توان علمی بسیار فراتر از او از این قدرت برخوردار است که پیش بینی این امر را داشته باشد مسیر های مورد انتخاب انسان به کجا ختم می شود و راه کسب نتیجه نیکو نیز برای انسان کدام است .


برچسب ها برچسب ها :
نویسنده : نویسنده :Dr.Kazemi  دیدگاه ها : دیدگاه ها : ۰    تاریخ : تاریخ :خرداد ۲۴, ۱۳۹۴


« این مطلب تا کنون  708  بار بازدید شده است »



پاسخ دهید

نوشته های اخیر


تمامی حقوق برای انجمن فلسفه و حکمت معنا محفوظ می باشد .

ترجمه شده توسط : مؤسسه فن آوری اطلاعات و ارتباطات هنر برتر