‫انجمن فلسفه و حکمت معنا » خداوند و تقدیر ( 2 ) متن سخنرانی نشست 1-10-90‬

 به نام خداوند

خداوند و تقدیر برای تشریح این مقوله ابتدا به چیستی تقدیر ، و در ادامه به دسته بندی تقدیر و رابطه ی آن با خداوند می پردازیم . ۱- چیستی تقدیر تبیین حوادث و مسیر حرکت آن تا مقصد و تعیین نتیجه آن است .
به نام خداوند خداوند و تقدیر برای تشریح این مقوله ابتدا به چیستی تقدیر ، و در ادامه به دسته بندی تقدیر و رابطه ی آن با خداوند می پردازیم . ۱- چیستی تقدیر تبیین حوادث و مسیر حرکت آن تا مقصد و تعیین نتیجه آن است . با توجه به چیستی تقدیر ، امکان تغییر مسیر در تقدیر وجود نداشته و دارای معنا نیست و این امر در تضاد با ساختار تقدیر است .

تقدیر دارای سه دسته کلی است :
۱ – تقدیر وجودی .
۲- تقدیر زنده مانی .
۳ – تقدیر زندگانی .

تقدیر وجودی همانگونه که از اسم این دسته از تقدیر پیدا است ، تبیین کننده ی چگونگی شکل گیری یک موجود از جمله انسان است به اینکه یک انسان چگونه و با چه قوانینی و طی چه مراحلی انسان شده ، و چه قابلیت و توانایی داشته باشد و می بینیم که به وجود آمدن انسان به اینکه انسان شود دارای قوانین خاصی است ، که تبیین شده است و این تبیین قوانین با تبیین قوانین بوجود آمدن یک اسب دارای تفاوت است و پیوسته با به اجرا در آمدن دو قوانین تبیین شده ی متفاوت ، دو موجود متفاوت از هم بوجود خواهد آمد . در نتیجه با توجه به اینکه همه ی انسانها به یک شیوه خلق می شوند به این معنا است که دارای تقدیر مشترک وجودی هستند و از آنجایی که تبیین قوانین به وجود آمدن انسان مقدم برخلقت اوست و انسان با آن شکل می یابد در نتیجه هیچ انسانی در شکل دهی تقدیر وجودی خود دخالت ندارد و همین امر سبب می شود تا انسان قادر به تغییر قوانین وجودی خود نشود به این معنا که کسی نمی تواند بگوید من می خواهم انسان به دنیا نیایم و به فرض می خواهم اسب شوم. و همین امر سبب می شود تا به این نتیجه برسیم که تبیین این قوانین وجودی به نیرویی فراتر از انسان منتهی شود که دارای دانایی و توانایی مشرف بر هستی است و با توجه به آن می تواند قوانین وجود یافتن انسان را تبیین نماید و او خداست و رابطه ی خداوند با این دسته از تقدیر به این است که : خداوند ، خالق تقدیر وجودی انسان است و انسانها با توجه به خواست او به وجود آمده ، دارای قابلیت و توانایی می شوند و نمی توانند جدای از خواست او چیز دیگری شوند .

تقدیر زنده مانی تقدیر زنده مانی در خود به دو دسته تقسیم می شود : ۱- تقدیر ثابت یا یک وجهی . ۲- تقدیر معلق یا چند وجهی تقدیر ثابت یا یک وجهی هر آنچه که به وجود می آید برای دست یابی به نتیجه ای است که طی مسیر برای رسیدن به نتیجه آن ، از مجموعه بزرگ هستی گذر نموده ، و در ارتباط با دیگران دارای معنا است در نتیجه فاصله ای بین منشاء وجودی تا مقصد وجود دارد که طی این مسیر برای آنچه که بوجود می آید زنده مانی محسوب می شود و علت اینکه این بخش زنده مانی نامیده می شود به این است که یک وجود تا قبل از رسیدن به مقصد نمی تواند دارای وجودی معنا دار باشد و زنده بودن او ثابت شود . در نتیجه زندگی یا وجود تثبیت شده ی هر آنچه که به وجود می آید تنها زمانی خواهد بود که مسیر منشاء تا مقصد برحسب هدف وجودی طی شده باشد برای مثال ، زمانی که فردی مبادرت به ، اختراع تلویزیونی می نماید هدف از ساختن آن ارائه تصاویر و صدا با کیفیتی مورد نظر ، برای مدت زمانی مشخص در شرایط های معین است به فرض قابلیت دریافت تصاویر در اتاق در بسته را داشته باشد و نیز قابلیت های دیگر ، هنگامی که فرد کار ساختن تلویزیون را به پایان رسانید برای مدتی آنرا در شرایط های پیش بینی شده ، به کار می گیرد تا ببیند در شرایط پیش بینی شده چگونه عمل می کند و پس از پشت سر گذاشتن شرایط های مختلف به نتیجه رسیده ، و در صورت منطبق بودن با برنامه های تبیین شده ، آنرا تلویزیون نامیده ، وجودش را تثبیت و به دیگران معرفی می دارد . در اینجا مدت زمانی که تلویزیون در شرایط های مختلف مورد تست قرار می گیرد در حال بودن است و برای تلویزیون زنده مانی محسوب می شود به اینکه تلویزیون در تلاش برای دست یابی به زندگانی و یا همان تثبیت وجودی است که توسط برنامه و خواست سازنده انجام می پذیرد و وقتی نتیجه بدست آمد زندگی برای تلویزیون رقم خورده ، وجودش به عنوان تلویزیون تثبیت و پایدار می شود . در نتیجه برای زنده مانی انسان که طی مسیری را از منشاء تا مقصد در پیش دارد تقدیری نیاز است تا با تبیین حوادث درون آن ، او بتواند در میان دیگران قادر به زنده بودن بوده ، به جانب مقصد برای زندگی به پیش رود . انسان پس از خلق شدن در میان دیگران قرار می گیرد و اینکه چگونه و از چه قابلیت دیگران برای زنده ماندن بهره گیرد ، امری است که باید قبل از خلق شدنش تبیین شده باشد برای مثال ، اینکه انسان برای رفع تشنگی آب بخورد ، برای تامین انرژی بدن غذا بخورد ، برای انجام عمل فکر کند و برای بقای نسل تشکیل خانواده دهد ، امری است که تبیین شده و تقدیر زنده مانی ثابت او محسوب می شود و با توجه به اینکه زنده مانی تبعیت می کند از قوانین خلق شدن و این امر به معنای تابعیت تقدیر زنده مانی ثابت از تقدیر وجود یافتن است و انسان در تقدیر وجود یافتن خود دارای نقش نیست، در نتیجه در تقدیر زنده مانی ثابت خود نیز دارای نقش نبوده ، و شکل دهی این تقدیر هم به خداوند می رسد و او خالق تقدیر زنده مانی ثابت انسان خواهد بود و می بینیم که هیچ انسانی قادر به تغییر مسیر خود در تقدیر زنده مانی ثابت نیست برای مثال ، هیچ انسانی نمی تواند بگوید من نمی خواهم برای زنده ماندن از غذا و اکسیژن بهره بگیرم و او اگر بخواهد باشد ، الزاما باید از هوا و اکسیژن استفاده کند چون این امر در تقدیر زنده مانی ثابت او تبیین شده است . تقدیر معلق یا چند وجهی در تقدیر زنده مانی انسانها به دلیل برخورداری از اختیار ، قابلیت انتخاب مسیر ، طی مسیر و اخذ نتیجه را دارند و با توجه به اینکه اختیار هر انسان تبعیت می کند از قابلیت و توانایی او و قابلیت و توانایی نشات گرفته از ظرفیت ها است و ظرفیت امری ساختاری و خارج از حیطه اختیار انسان بوده و اختیار معنای خود را از آن کسب می نماید در نتیجه در ظرفیت ها ، قابلیت و دانایی و توانایی توسط تقدیر رقم می خورد و چون انسان با داشتن اختیار قادر به انتخاب مسیر منتهی به ظرفیت و نیز قابلیت های آن است و تبیین قوانین هر قابلیت و دانایی در ظرفیت ها با نتیجه آن تعیین شده است در نتیجه در صورت انتخاب انسان تقدیر انتخاب شده ، به ظهور رسیده از حالت باالقوه به جانب باالفعل می رود و پس از انتخاب فرد ، دیگر قادر به تغییر مسیر در آن نخواهد بود. برای مثال ، در ظرفیتی وجود دارد که فردی داروئی برای درمان بیماری قلبی بوجود آورد و این فرد با توجه به ظرفیت خود به انتخاب این مسیر مبادرت ورزد ، در ادامه او نمی تواند تغییر مسیر دهد و نتیجه ای دیگر را از انتخاب خودحاصل نماید به اینکه بتواند بیماری استخوان را با آن دارو درمان نماید . چرا که تقدیر آن قابلیت ، توسط خداوند رقم خورده و تبیین شده است و انسان تنها انتخابگر مسیر و قابلیت است ، نه نویسنده ی تقدیر . و همچنین اگر کسی در مسیر زندگی خود از اختیارش در رسیدن به ظرفیت خود سود نبرد و در خلاف آن حرکت کند ، در نتیجه قادر نخواهد بود از قابلیت و توانایی که در او نهاده شد بهره گرفته ، زنده مانی ای کند که به زندگانی منتهی شود .

انتخاب تقدیر به دو شکل صورت می پذیرد :
الف – به شیوه کل نگری .
ب- به شیوه جزء نگری .

در حالت اول فرد با وسعت فکر و نگرشی وسیع به دارایی های خود ، درکی از قابلیت ها در ظرفیت خود حاصل نموده ، راهی را انتخاب می نماید که منتهی به ظهور قابلیتی از او در ظرفیتش می شود که این امر برای او تقدیری را رقم م زند که فرد درکی نسبی از آن را برای خود حاصل نمود. در حالت دوم افراد درکی واقع از انتخاب تقدیر خود ندارند و عموما این گوه ادعا می شود که خود انتخابگر راه نبوده ، جبر شرایط ، زمان و مکان ، مسیری که طی می کند را برای او رقم زده است که این نوع برداشت در این دسته نادرست است ، این دسته به دلیل جزء نگری در طول زمان دست به تفکر و انجام اعمالی میزند که با سپری شده زمانی خاص برای هر تقدیر ، مجموعه ای واحد را شکل می بخشد که در نهایت مسیری برای زنده مانی را رقم می زند این امر مانند چیدن پازل می ماند که فرد با تفکر و اعمال خود مبادرت به چیدن پازل هایی می نماید که خود از شل واحد آن بی خبر است و چون پازل کامل شود شکلی را برای او رقم خواهد زد که برای او ممکن است غریب باشد و گمان برد که حاصل خواست او نیست . رابطه خداوند با این نوع تقدیر ، خداوند خالق تقدیر و انسان انتخابگر آن است و به این خاطر معلق نامیده می شود که انجام آن منوط به اختیار و انتخاب انسان است و برای هر انسان با توجه به ظرفیتش تقدیر های معلقی خلق شده و در حالت باالقوه قرار دارد و چون انسان انتخاب نماید بالفعل می شود و هیچ انسانی هم نمی تواند از آن خارج گردد و اصولا انسانها به حدود تقدیر های معلق خود نمی رسند ، چه رسد به اینکه از آن خارج شوند. تقدیر زندگانی هدف از به وجود آمدن و یا تثبیت وجودی امری است که هنگام خلق شدن مورد نظر هر خالقی است و از ارکان خلق شدن محسوب می شود. به عبارتی مقصد وجودی معنا دهنده ی هر به وجود آمدن است و اگر این بخش را از به وجود آمدن انسان و هر وجود دیگر حذف نماییم انسان و دیگران دارای معنا نخواهند بود به این می ماند که فردی وسیله ای را اختراع نموده ، مسیر تست آنرا پشت سر گذارد و در انتها آنرا از بین ببرد در این صورت آیا هیچ پیشرفت و وجود یافتنی امکان پذیر بود؟ و می دانیم که هیچ اندیشه ای پذیرای این نوع رفتار نبوده ، و از اندیشه انسانی به دور و مردود است. لذا مقصد در بوجود آمدن تبیین شده است و مقصد وجودی که برای انسان معاد محسوب می شود تبعیت می کند از منشاء وجودی و زنده مانی ، به اینکه هر موجود و هر انسان مقصد خودش ( معاد ) را برحسب ساختارش خواهد داشت . و تقدیر زندگانی انسان تبعیت می کند از تقدیر زنده مانی و در امتداد آن است و با توجه به اینکه انسان در شکل دهی دو تقدیر پیشین ، ( تقدیر وجودی و تقدیر زنده مانی ) دخالتی نداشته است در نتیجه نمی تواند در به وجود آمدن تقدیر زندگانی خود نیز دخالتی داشته باشد به اینکه هیچ انسانی نمی تواند بگوید من نمی خواهم پس از پایان این زنده مانی به نتیجه عمل یا بهرگیری از قابلیت های خود ، به تثبیت وجودی یا تنبیه وجودی برسم . اما هر انسان با توجه به انتخاب تقدیر معلق خود به نوعی از تقدیر در تقدیر زندگانی می رسد و همین امر سبب می شود تا بگوییم که همه انسانها دارای معاد هستند اما نوع معاد هر کس با دیگری دارای تفاوت است به دلیل انتخاب متفاوتی که در مسیر زنده مانی خود انجام می دهند .

تقدیر زندگانی امری است که همراه خلق شدن انسان خلق شده است. رابطه تقدیر زندگانی با خداوند به دلیل اینکه خداوند خالق دو تقدیر وجودی و زنده مانی بوده ، خالق تقدیر زندگانی نیز می باشد چرا که کسی جز او به دلیل عدم شناخت از هدف وجودی ، ساختار موجود و نیز مسیری که برای او در نظر گرفته ، قادر به تعیین مقصد وجودی و یا همان زندگانی نخواهد بود و تنها او معاد انسان را برای انسان تبیین و رقم می زند .


برچسب ها برچسب ها :
نویسنده : نویسنده :Dr.Kazemi  دیدگاه ها : دیدگاه ها : ۰    تاریخ : تاریخ :خرداد ۲۴, ۱۳۹۴


« این مطلب تا کنون  683  بار بازدید شده است »



پاسخ دهید

نوشته های اخیر


تمامی حقوق برای انجمن فلسفه و حکمت معنا محفوظ می باشد .

ترجمه شده توسط : مؤسسه فن آوری اطلاعات و ارتباطات هنر برتر