‫انجمن فلسفه و حکمت معنا » خداوند و تعامل در حیات (( سخنرانی 3-9-90 دکتر کاظمی ))‬

 به نام خداوند

خداوند و تعامل در حیات ((۱)) چیستی تعامل تبادل منفعت منطبق با نیاز و ظرفیت بین دو شئی و اعضای یک مجموعه است. قابلیت تعامل ایجاد کننده ی منفعت مورد نیاز دو ساختار دارای ارتباط با هم برای تثبیت و تداوم وجودی و نیز طی مسیر دست یابی به هدف است .
با توجه به تعریف مورد نظر پایه های ابراز وجود تعامل بر تامین منفعت استوار است در نتیجه وجود هر ارتباط که زمینه ساز بوجود آمدن تعامل است به معنای زمینه سازی وجود خواستی برای کسب منفعت است و از آنجایی که تعامل امری ساختاری است در نتیجه عملکرد آن منطبق با ظرفیت وجودها است .

تعامل برای ابراز وجود بهره مند از اصولی است که عبارتند از :
۱- شناخت .
۲- نظم .
۳- عدل .
۴- تامین نیاز .

شناخت در تعامل سبب دریافت و تحقق سه اصل بعدی یعنی نظم و عدل و تامین منفعت است به این معنا که در بدو امر نیاز است تا دانایی از دوساختار در ارتباط و نیز ظرفیت شان وجود یابد که با توجه به آن جایگاه ابراز وجود و نیز نیازهای منطبق با ظرفیت برای تامین دریافته گردد برای مثال ، برای اینکه بین انسان با پرنده ای ارتباط برقرار گردد و این ارتباط به تعامل بیانجامد نیاز است شناختی از انسان خواهان ارتباط و نیز پرنده ی مورد نظر حاصل گردد به اینکه آن پرنده دارای چه ساختاری است و با توجه به ساختارش چه ظرفیتی را دارا ، و چه نیازی دارد که با تامین آن ، پرنده تمایل به ادامه تعامل داشته ، و نیز انسان در ارتباط با او چگونه انسانی است و اساسا چه بخش از نیاز او می تواند توسط پرنده تامین شود . نظم در تعامل سامان دهنده ی اجزای مورد نیاز تعامل که زمان و مکان می باشد ، است به این معنا که هر نیاز وابسته به زمان و مکانی است که اگر در زمان و مکان خاص خود تامین نگردد ، دارای خواص وجودی نبوده ، در راستای تثبیت و تداوم وجودی نتیجه نخواهد داد که همین امر سببی در عدم شکل گیری و تداوم وجود تعامل بین دو شیئی خواهان ارتباط خواهد شد . برای مثال ، همان پرنده در ارتباط با انسان را در نظر بگیریم ، هنگامی که هوا برفی است امکان دسترسی به غذا و مکان گرم برای پرنده وجود ندارد در این زمان و مکان ، برفی مورد نظر ، نیاز مبرم پرنده به غذا و جایی است که ، پرنده بتواند با آن مواد مورد نیاز بدنش را تامین ، و در پناه مکانی که او را از سرمای فراتراز طاقت ساختار فیزیکی اش ، مصون دارد و شناخت که رکن نخست وجود یابی تعامل بود در این مقطع به کمک فرد در تعامل آمده ، او را بر این امر آگاه می سازد و در ادامه این نظم است که کمک فرد را در زمان و مکان مورد نیاز قرار داده ، سببی در حفظ و پاسداری پرنده می شود. اگر نظم در تعامل وجود نداشته باشد فرد قادر به دریافت زمان و مکان تامین نیاز پرنده نشده ، قادر نخواهد بود تعامل با پرنده مورد نظر را تحقق بخشد . عدل در تعامل تعیین کننده ی قدر و میزان نیاز اجزای در تعامل با هم ، منطبق با ساختار آنها است .به این معنا که هر نیاز تنها با توجه به ساختار و ظرفیت هر شئی دارای معنا می شود و آنچه که تعیین کننده ی میزان نیاز و کیفیت آن برای رساندن به یک وجود است ، همانا عدل است .

برای مثال ، انسانی در تعامل با حیوانی چون گوسفند باشد ، گوسفند برخوردار از پشم و شیر و گوشت است ، اما نیازمند غذا و مکان زیستن ، در مقابل انسان برخوردار از امکانات تهیه غذا و مکان بوده ، نیازمند پشم و شیر و گوشت می باشد در اینجا اگر انسان در ارتباطش با گوسفند برخوردار از شناخت و نظم و عدل نباشد در نتیجه درکی از نوع غذای مورد نیاز و نیز جایگاه حفظ گوسفند در مقابل شرایط ناهمگون نداشته ، و همین امر سبب خواهد شد تا نتواند نوع غذای مورد نیاز و حجم آنرا برای گوسفند تعیین نموده ، به آن برساند. وجود عدل در اینجا سببی در تعیین نوع غذا و مکان متناسب با ساختار گوسفند و نیز کیفیت مورد نیاز برای ارائه بهره ی مورد نظر منطبق با ساختار است به اینکه وقتی از یک گوسفند انتظار تامین موارد مورد نظر وجود دارد ، باید به نوع غذا و کیفیت آن و نیز زمان تغذیه و مکان آن توجه داشت . تامین نیاز در تعامل نتیجه و غایت عملکرد تعامل و رساننده ی منفعت مورد نظر اعضای در ارتباط ، منطبق با سطح و گستره و عمق ابراز وجود ظرفیت ها است .

با توجه به تعریف مورد نظر در می یابیم که خواست اعضای در تعامل ، از تعامل کسب منفعت مورد نظرشان است و اگر این بخش را از تعامل حذف نماییم ، کسی مایل به داشتن تعامل با دیگری نخواهد بود . برای مثال ، حتی مادری که با فرزند خود در تعامل است دارای منفعتی است که اگر آن منفعت وجود نیابد ، از تعامل با فرزند دوری می گزیند ، منفعت اقل مادر در تعامل با فرزندش در کسب حس مادری ، ارضای بروز قابلیت و تواناییش و نیز کسب آرامش است . تعامل در دو جایگاه دارای ابراز وجود است . ۱- تعامل در عرض . ۲- تعامل در طول . تعامل در عرض نوعی از تعامل است که در آن منفعت کمتر جنبه واقعی و بیشتر جنبه ارزشی دارد به این معنا که فرد در تعامل کمتر توجه به تامین نیاز مادی و واقعی داشته ، بیشتر خواست او جنبه تحقق محتوای ساختاری دارد. برای مثال ، تعامل همان مادر با کودکش را در نظر بگیریم ، اساس فرزند دار شدن بر تامین نیاز مادی و واقعی نیست بلکه دست یابی به قابلیتی در خود برای رسیدن به نوعی از کمال ساختاری ظرفیتی است بر این اساس یک مادر در تعامل با فرزندش دارای منفعتی کمتر ازکسی است که با موجودی چون گوسفند در ارتباط است . تعامل در عرض وگستره ی عمل آن هم سطح بودن را در نظر دارد ، مانند مثالی که مطرح گردید . تعامل در طول نوعی از تعامل است که در آن منفعت بیشتر جنبه واقعی ، و کمتر جنبه ارزشی یا همان درون ساختاری دارد . بر این اساس وجود این نوع تعامل و گستره عمل آن بالا به پایین است و خواست شئی در ارتباط ، معطوف به تامین نیازهای مادی خود برای تثبیت موقعیت و تداوم طی مسیر حرکت است .برای مثال ، تعامل انسان با پرنده ای چون مرغ ، با خود خواست تامین نیاز مادی و واقعی را به همراه دارد و در مقابل مرغ نیز، دارای خواستی اینچنین است . تعامل در طول در خود دارای دو جایگاه ابرازی وجود منطبق با ساختار صاحب تعامل است .

الف – ساختار برخوردار از ظرفیت درک و حس مسئولیت ماوراء واقعیات .
ب- ساختار برخوردار از درک ماوراء واقعی و عدم برخوردار از حس مسئولیت در مقابل هستی .

دسته نخست به دلیل برخورداری از توان و قابلیت حس مسئول بودن در مقابل دیگر وجودها در تعامل خود ملزم به لحاظ کردن دانایی حمایت از ابراز وجود و تداوم وجود دیگر وجودهاست و عمل او در ارتباط باید ، در شان ساختار او باشد . انسان از این دسته از وجودهاست که برخوردار از توانایی و قابلیت یاد شده در ساختار است . برای مثال ، هیچگاه از انسان انتظار نمی رود برای تامین غذای خود مبادرت به شکار قرقاولی نماید که دارای چند جوجه وابسته به مادر است و این عمل او دون شان محسوب می شود . ب- ساختار برخوردار از درک ماوراء واقعی و عدم برخوردار از حس مسئولیت در مقابل هستی . دسته دوم ، برخورداری از درک ماوراء واقعی هستند، به اینکه هر وجود درکی فراتر از واقعیت دارد به دلیل برخورداری از ماهیت ماوراء واقعی ، و عدم برخوردار از حس مسئولیت در مقابل دیگرانند، برای اینکه در ساختار از توانایی حمایت و هدایت دیگران برخوردار نیستند و به همین خاطر اگر همان قرقاول سر راه یک روباه قرار گیرد بدون توجه به موقعیتش ، خود و جوجه هایش مورد حمله اش قرار گرفته ،خورده می شوند و این عمل روباه از دیدگاه انسان دون شان آن محسوب نشده ، کسی هم این عملش را نادرست فرض نمی کند . رابطه خداوند با تعامل در حیات آنچه که ابراز وجودی از خود را به نمایش می گذارد دارای حیات بوده و حیات سببی در ابراز وجود است و از آنجایی که درک از ابراز وجود برای انسان در زمان و مکان دارای معنا است و زمان مکان از ارکان ابراز وجود مجموعه است ، لذا آنچه که در مجموعه واقع می شود به تبعیت از ساختار مجموعه نیازمند بوده ، و مجموعه وجود خود را مدیون وجود ، حیات هایی با ماهیت های متفاوت از هم است . نیازمندی مجموعه به زمان ، سیطره خود را بر اعضا گسترده ، و همین امر سببی است تا حیات های متفاوت در مجموعه هستی ، به هم نیازمند باشند ، نیازمندی وجود ها به هم در مجموعه هستی ، سببی در عدم شناخت از هم شده، و همین امر سبب می شود تا حیات های متفاوت از هم ، برای تامین نیاز وابسته به شناخت از خود و دیگران باشند و در این جاست که ضرورت وجود توانی به نام تعامل چهره ی خود را نمایان می سازد که با توجه به آن ، وجودهای در هستی بتوانند مبادرت به شناخت از هم نموده ، در راستای تامین نیازهای یکدیگر منطبق با ظرفیت ساختاری گام بردارند .

و از آنجایی که تعامل با توجه به معیار سنجشی که مشروعیت دهنده ی مجموعه و اجزای آن است ، می تواند وجود و مشروعیت داشته باشد و انسان و سایرین در مجموعه هستی به دلیل عدم شناخت از خویش و دانایی حاکم بر مجموعه از معیار سنجش مشروعیت دهنده ی تعامل ، دارای دانایی نیستند لذا همین امر سبب می شود که اساس وجودی تعامل از حیطه دانایی انسان و سایرین خارج شده و به نیرویی فراتر از مجموعه هستی ای تکیه نماید که خود تحت سیطره زمان و مکان ، و نیاز حاصله از آن که تعامل تامین کننده ی آن است ، نباشد و او خدا است .در نتیجه خداوند به دلیل حاکمیت بر مجموعه هستی و خلق ماهیت های متفاوت در آن ، خالق تعامل در حیات بوده ، تداوم بخش وجود ها است و قائلیت به عدم حضور او به معنای عدم وجود مجموعه و حیات های در آن و نیز عدم وجود تعامل است که عدم وجود تعامل به تنهایی خود به معنای عدم امکان وجود و ابراز وجود حیات ها خواهد بود .


برچسب ها برچسب ها :
نویسنده : نویسنده :Dr.Kazemi  دیدگاه ها : دیدگاه ها : ۰    تاریخ : تاریخ :خرداد ۲۴, ۱۳۹۴


« این مطلب تا کنون  606  بار بازدید شده است »



پاسخ دهید

نوشته های اخیر


تمامی حقوق برای انجمن فلسفه و حکمت معنا محفوظ می باشد .

ترجمه شده توسط : مؤسسه فن آوری اطلاعات و ارتباطات هنر برتر