‫انجمن فلسفه و حکمت معنا » خداوند و اختیار تدبیر در فرد‬

به نام خداوند

خداوند و اختیار تدبیر در فرد برای روشن شدن این مقوله ابتدا به توضیحی پیرامون اختیار و در ادامه به اختیار تدبیر در فرد می پردازیم . اختیار قدرت ایجاد کننده خواست ، هدف وجودی ، مسیر حرکت و مقصد یک مقوله در انتزاع و واقعیت ، منطبق با ساختار یک موجود است .
با توجه به تعریف فوق ، اختیار هم چون ناطقه یکی از ویژگیهای انسان است که دارای توانایی هایی است که ، تدبیر از جمله آن است. بنابراین ، انسان با ویژگیهایش شناخته می شود نه با توانایی ها. برای مثال ، انسان موجودی است ناطق ، و این امر یکی از ویژگیهای اوست که این ویژگی دارای توانایی ، از جمله سخن گفتن است و سخن گفتن برای انسان توانایی از ویژگی ناطقه اوست و چون توانایی با خود بخشی از ویژگی را به همراه دارد ، در نمود خود در واقع ، جلوه ای از ویژگی را بر جای می گذارد که ما از آن تعبیری از اختیار فرد می نماییم ، اما هیچگاه نمی توانیم بگوییم هر موجودی که سخن گفت انسان است ، به فرض طوطی سخن می گوید ، آیا ما با شنیدن سخن طوطی آنرا انسان می نامیم ؟ و می دانیم که اینگونه نیست ، چرا که سخن گفتن یکی از قابلیت های ویژگی ناطقه است . در اینجا تدبیر نیز یکی از توانایی های اختیار است و در نمود خود در واقع ، جلوه ای از ویژگی اختیار انسان را به نمایش می گذارد . و ما نمی توانیم بگوییم انسان با تدبیر شناخته می شود و هر موجودی که تدبیر داشت ، انسان است زیرا تدبیر تابعی از اختیار است و چون اختیار برای هر موجود متفاوت از موجود دیگر است در نتیجه قابلیت های آن نیز متفاوت بوده ، نمودی که در واقع از خود برجای می گذارد ، جلوه ای از قابلیت های اختیار خاص خود را به همراه داشته ، به نمایش می گذارد .

یک موجود با ویژگی هایش از جمله اختیار شناخته شده ، مورد قضاوت قرار می گیرد و انسان نیز به خاطر داشتن اختیاری متفاوت از سایر موجودات ، دارای توانایی های خاصی در اختیار است که تدبیر یکی از آنها است و چون تدبیر انسان در واقعیت جلوه ای از ویژگی اختیار انسان را به همراه دارد و جلوه ، جزئی از شناخت نسبت به اختیار را با خود دارا است در نتیجه نمی توان به وسیله یک توانایی ، موقعیتی را به انسان و یا موجودی دیگر نسبت داد . اختیار تدبیر هماهنگ کننده و ایجاد کننده ی ارتباط و تعامل بین اشیاء برای بروز و کارآمدی توانایی و قابلیت اشیاء حول تحقق و دست یابی به هدف تعیین شده توسط ویژگی اختیار برای یک مجموعه است . با توجه به تعریف یاد شده در مورد اختیار تدبیر و توضیحات داده در مورد ویژگی اختیار در فوق ، توانایی اختیار تدبیر در انسان تابعی از ویژگی اختیار در انسان است و گستره ی ابراز وجود ، و نیز عمق ایجاد هماهنگی و ایجاد ارتباط و تعامل بین اشیاء برای بروز و کارآمدی توانایی و قابلیت شان تابعیت می کند از قابلیت ساختار انسان و هیچگاه نمی تواند فراتر از آن گام بردارد .برای مثال ، فرشته که در بعدی دیگر از حیات دارای وجود است ، دارای ساختاری خاص است که با خود ویژگی خاصی از اختیار را دارا است ، در نتیجه قابلیت و توانایی اختیار او نیز به دلیل متفاوت بودن ساختارش ، متفاوت با سایرین ، از جمله انسان است و همین امر سبب می شود تا قابلیت و توانایی های اختیار او هم متفاوت باشد که متفاوت بودن به معنای کارآمدی و بازدهی متفاوت خواهد بود و در نتیجه ، اختیار تدبیر او نیز دارای گستره و عمقی متفاوت از سایرین و از جمله انسان خواهد بود و در بکارگیری برای مقوله ای واحد نیز، نتیجه ای متفاوت از بکارگیری اختیار تدبیر توسط انسان را در پی خواهد داشت چرا که ایجاد سطح و عمق ، هماهنگی ارتباط و تعامل بین اشیاء برای بروز و کارآمدی توانایی و قابلیت شان متفاوت از انسان است و ما هیچگاه نمی توانیم نتیجه بکارگیری اختیار تدبیر توسط یک فرشته با انسان را یکی فرض نماییم و این به لحاظ قوانین ساختاری مردود و دور از ذهن است .

حال با توجه به تابعیت توانایی اختیار تدبیر انسان از ویژگی اختیار او و تابعیت ویژگی اختیار او از ساختارش به این نتیجه می رسیم که گستره و عمق عمل و ابراز وجود اختیار تدبیر انسان تابع ساختار اوست و با توجه به این نتیجه ، این امر را با ساختار او پی می گیریم . انسان موجودی است که دارای ساختار واقعی است و ساختار او در واقعیت دارای معنا است بنابراین توانایی های ساختار او قابلیت دریافت مستقیم واقعیات و حقایق وجودی آنها را دارا است و از آنجایی که حقایق واقعیات ، بخش انتزاع آن محسوب می شوند در نتیجه ما در تقسیمات خود عملکرد توانایی انسان را در دو بعد انتزاع و واقعیت مطرح می نماییم . بنابراین در گام اول ویژگی اختیار انسان یک مرحله محدود می شود به اینکه قابلیت عمل و کارآمدی بر روی مقولات خارج از واقعیت را نداشته و ابراز وجود آن تنها جنبه برداشتی خواهد داشت . برای مثال ، انسان نمی تواند با اختیار خود به صورت مستقیم در مورد موجودی به نام فرشته درک و شناخت حاصل نموده ، در مورد آن شناختی ارائه داده ، آنرا معرفی دارد بلکه آنچه از فرشته می تواند ارائه دهد تنها جنبه برداشتی خواهد داشت و یک برداشت می تواند حقیقت هم نباشد . نتیجه قدرت اختیار تدبیر به تبعیت از ساختار انسان به این جهان محدود شده ، و در خارج از آن دارای کارآیی نیست .

حال به این جهان می رسیم . جهان متشکل از اجزای فراوانی است که هریک دارای ساختار خاص خود بوده ، و با آن دارای توانایی و قابلیتی است که مسیر حرکت خود را ، خود خواسته و یا به خواست دیگری طی می کند و در این رابطه ، خود خواسته را موجودی مثل انسان و دیگری خواسته را مخلوقی چون یک ستاره و سیاره در نظر می آوریم . هر موجود به دلیل قرار گرفتن در جهان واحد با دیگران دارای ارتباط است و می بینیم که حیات زمین به خورشید و انسان و سایر موجودات به زمین و اجزای بدن انسان به ساختار انسان و غیره ، وابسته است و با توجه به اینکه این وابستگی به میل و خواست انسان و سایر موجودات و مخلوقات به وجود نیامده ، و هر موجود و مخلوق با توجه به قوانین واحد از قبل وجود داشته ، خلق گردید در نتیجه انسان و سایرین نمی توانند در بوجود آمدن قوانین مذبور دارای نقش باشند و چون انسان در به وجود آمدن قوانین پیوند دهنده اش با دیگران دارای نقش نیست ، لذا نمی تواند از آن دارای دانایی باشد و همین امر سبب می شود که در گام دوم ، اختیار تدبیر انسان مرحله ای دیگر محدودتر گردد به اینکه ویژگی اختیار انسان قادر به تغییر قوانین وجودی و ارتباطی او با سایرین نیست چرا که خود با توجه به آن شکل گرفت و قابلیتش تابعی از آن است و چیزی که خود وجودش را مدیون یک چیز دیگر باشد قادر به تغییر آن نخواهد بود چرا که موجود قادر به تغییر ذات خود نیست زیرا لازمه این امر اشراف بر ذات است که انسان خود در اشراف ذات بوده ، و ذات بر او حکمفرما است در نتیجه گستره و عمق عملکرد اختیار تدبیر انسان به حوزه ابراز وجود اشیاء و موجودات در جهان می رسد و تابع و تحت تاثیر تدبیر ایجاد کننده ی جهان و موجودات در آن خواهد بود . اختیار تدبیر انسان تنها می تواند در زمینه ای که اشیاء ابراز وجود نموده ، از خود حرکتی را به نمایش گذارند ، قابلیت عمل داشته باشد .

هنگامی که انسان قادر به ابراز وجود در حوزه جهانی خارج از جهان واقعی نباشد و در جهان واقعی هم قادر به تغییر قوانین وجودی و ارتباطی بین مخلوقات و موجودات نبوده ، و در بودن از آن بهره مند باشد ، این امر ما را به این نتیجه سوق می دهد که اختیار تدبیر انسان در حوزه عمل خود از نیرویی خارج از انسان تبعیت می کند که او را خلق نمود و او خداست . لذا آنچه که برای انسان برجای می ماند همانا انتخاب نوع و گستره ی عمل برای بکار گیری از اختیار تدبیر در واقعیت است . انسان با اختیار تدبیر خود می تواند در ارتباط با دیگران از هم نوع گرفته تا سایرین ، مبادرت به هماهنگی و ایجاد ارتباط و تعامل با آنها نموده ، از قابلیت و توانایی دیگران بهترین بهره را کسب نماید و چون بتوان با تدبیر بهره ای بالا را از ارتباط و تعامل با دیگران بدست آورد در نتیجه این امر سبب می شود تا فرد بتواند به اهدافی بزرگتر معطوف شده ، خواستی بزرگتر را برای خود در نظر گیرد که این امر او را با خود به جانب کمال برده ، در موقعیت انطباق با خواست خالق در ظرفیت وجودیش قرار می دهد . نتیجه توانایی تدبیر در ویژگی اختیار برای دست یابی فرد به قابلیت ها و توانایی های ظرفیتش ، و عمل به آن است .
و عدم بهره گیری از آن به معنای عدم حضور فرد در ظرفیتش بوده ، فرد را از ساختارش خارج و با جهان واقعی و خواست خالق بیگانه می دارد . رابطه خداوند با اختیار تدبیر در فرد . خداوند به دلیل اینکه خالق انسان و جهانی که انسان در آن قرار دارد ، است و ساختار انسان و جهان به خواست او دارای قابلیت ابراز وجود گشتند در نتیجه ، قابلیت و توانایی های ساختار انسان به خواست او دارای گستره و عمق ابراز وجود بوده ، قادر نخواهد بود خارج از خواست او گستره و عمق عمل داشته باشد و همین امر سبب می شود تا همه توانایی انسان برای خالق مکشوف بوده ، عملکردشان نیز عیان باشد در نتیجه خداوند خالق اختیار تدبیر انسان بوده، و انسان به خواست او دارای تدبیراست و تدبیر نیز به خواست خداوند عمل داشته ، از خواست او در گستره و عمق تبعیت می کند و انسان تنها امتیاز بهره گیری از اختیار تدبیر را با قابلیت های تعیین شده به خواست خداوند دارا است. و بهره گیری از آن نیز تنها در مسیری که منطبق با خواست خداوند است ، امکان پذیر می باشد و همین امر سببی است تا به این نتیبجه برسیم که هیچگاه تدبیر انسان خداوند را در بر نگرفته و خواست او برای این امر جهالت او را به نمایش گذارد.


برچسب ها برچسب ها :
نویسنده : نویسنده :Dr.Kazemi  دیدگاه ها : دیدگاه ها : ۰    تاریخ : تاریخ :خرداد ۲۴, ۱۳۹۴


« این مطلب تا کنون  648  بار بازدید شده است »



پاسخ دهید

نوشته های اخیر


تمامی حقوق برای انجمن فلسفه و حکمت معنا محفوظ می باشد .

ترجمه شده توسط : مؤسسه فن آوری اطلاعات و ارتباطات هنر برتر