‫انجمن فلسفه و حکمت معنا » خداوند و تقدیر 1‬

به نام خداوند خداوند و تقدیر تقدیر مقوله ای است که همه انسانها برحسب عقاید خود به آن توجه نموده ، پی دانستن آن می شوند و در این میان معتقدین به خدا بر وجود آن مصرتر بوده ، اشتیاق بیشتر به دانستن از آن نشان می دهند . اصولا تقدیر زمانی دارای معنی است که چیزی خلق شود و خود در خلق شدنش دارای نقش نباشد
و چون از خلق شدن و چرا خلق شدنش دارای دانایی نباشد ، از چرا بودنش دارای دانایی نبوده و در ادامه از ، به چه باید برسد ، هم دارای دانایی نخواهد بود و دقیقا همین امر سبب می شود تا فرد فکر کند و مقوله ای را برای یافتن ، مقصود نظر خود قرار دهد و در ادامه برای دست یابی به مقصود فرضی خود مبادرت به عمل نماید و از آنجایی که احتمال شناخت انسان از خودش ، به معنای شناخت از ظرفیتش کمتر از عدم شناخت از خود است در نتیجه همین امر انطباق مقوله و مقصودی را که برای خود در نظر گرفت با ظرفیتش ، به همان نسبت کمتر خواهد بود که همین امر سببی خواهد بود تا فرد نتواند از توانایی ها و قابلیت ظرفیتش در راستای رسیدن به هدف در نظر گرفته شده ، بهره گیرد و چون فرد نتیجه به دلخواه نگیرد ذهنش معطوف به این مسئله خواهد شد که ممکن است نیرویی فراتر و ماوراء اراده اش ، سببی در شکست او بوده باشد .که این نیرو پیوسته برای انسانها ناشناخته بوده ، و اندک افرادی به حقیقت آن آگاه شدند . اما حقیقت تقدیر ، همانا حاکمیت آن است و اگر این امر را از تقدیر بگیریم دیگر معنای تقدیر نخواهد داشت . تقدیر راه هایی با چراغ های دانایی تعبیه شده ای که منتهی به هر قابلیت از ظرفیت فردی بوده ، که دقیقا منطبق با همه ی جزئیات هستی ، و تنها راه و امکان بروز هر قابلیت در واقعیت است . و این امر بسان لامپی در تاریکی را می ماند که تنها راه نورافشانی آن برای روشن نمودن محیط تاریک جهت دست یابی به مطلوب مورد نظر ، فشار دادن کلید وصل کننده ی جریان برق است و هنگامی که فرد بخواهد قابلیت برق را به ظهور برساند الزاما باید مسیری را طی نماید که منتهی به ظرفیت برق است و آنهم طی مراحل رساندن نیروی برق به لامپی که برای روشنایی در نظر گرفته می شود .و هر راهی خارج از مسیر مورد نیاز، قادر به رساندن فرد به مقصودش که همان روشنایی باشد ، نیست و راه مورد نظر با توجه به دلایلی که از خود در طول مسیر ارائه می دهد موجه بودن خود در منتهی شدن به هدف را اثبات و فرد را مطمئن در رسیدن به مقصد می سازد که این امر بسان همان چراغ های دانایی تعبیه شده ی راه های منتهی به ظرفیت است .بنابراین ، تقدیر در ساختار خود برای انسان دارای دو اصل است . ۱- شدن ها . ۲- نشدن ها . شدنها با توجه به توضیحی که از تقدیر در فوق داده شد تقدیر راه و برنامه ای است که به ظرفیت هر فرد وصل بوده ، جزئی از ساختار فرد محسوب می شود و چون همه انسانها دارای تفاوت هایی با هم هستند و اساس تفاوت افراد با هم ، ظرفیتشان می باشد و ظرفیت هر فرد نیز تعیین کننده ارزش و جایگاه هر او در هستی است در نتیجه قابلیت های ظرفیتی هر فرد نیز متفاوت از دیگری خواهد بود و همین امر سبب می شود تا راههای بروز قابلیت های ظرفیت هر فرد نیز با دیگری متفاوت باشد و چون هر راه وصل به قابلیتی در انسان است در نتیجه به تعداد قابلیت ظرفیت هر فرد ، راه بروز قابلیت و توانایی وجود دارد که فرد با قرار گرفتن در مسیر ، در واقع در تقدیری قرار می گیرد که چراغ های دانایی راه ، فرد را به انجام شدن و وصول نتیجه اطمینان داده ، به مقصد می رساند . نشدن ها همانگونه که در باره قابلیت ها و توانایی ظرفیتی افراد و چگونگی به ظهور رسیدن شان در واقعیت گفته شد برای بروز هر قابلیت راهی وجود دارد که تنها با قرار گرفتن و پیمودن آن راه فرد می تواند به حاصل آن قابلیت خود دست یابد و اگر به راهی خارج از آن توجه نماید و با طی آن بخواهد قابلیتی از ظرفیت خود را شکوفا سازد ، امکان پذیر نخواهد بود و چون فرد نمی تواند به مقصود برسد به معنای انجام نشدن و نرسیدن فرد به هدف مد نظر ظرفیتش است که در تقدیر از آن با عنوان نشدن یاد می شود یعنی با خارج شدن از راه اصلی ، فرد در مسیری که به نشدن ها منتهی میشود ، می رسد که به معنای شکوفا نشدن قابلیتی از ظرفیت فرد است . شدن ها و نشدن های تقدیر زمانی معنا می یابد که افراد درکی از قابلیت های ظرفیتی خود ندارند و در مسیر زندگی به موارد برخورد می نمایند که در انجام آن به توفیق یا شکست می رسند و معتقد می شوند اگر در انجام کاری واحد همه عوامل اجرایی برای فردی فراهم گردید و او توفیق یافت و برای فردی دیگر عوامل و امکانات مورد نیاز شکل نگرفت و او به شکست رسید ، ناشی از شدن ها و نشدن های تقدیری است. تقدیر برای هر انسان شدنی خاص و نشدنی خاص را دارا است . انسانها در مقابل تقدیر با دو اصل مواجه اند ۱- بایدها ۲- نبایدها بایدهای تقدیر اگر انسان از خود شناختی کسب نماید در نتیجه از قابلیت و توانایی خود دانایی کسب نموده ، آنگاه در خواهد یافت که در چه زمان و مکان و شرایط ، قادر به بروز چه قابلیتی از خود است در این شرایط دانایی فرد در انتخاب راهی که منتهی به ظهور قابلیتش می شود ، او را یار بوده ، برای او مسیری را نمایان می سازد که رسیدن به هدف را برای او مسجل و تضمین می نماید و چون او به جوانب راه انتخاب شده به دانایی ، نظر دوزد ، در می یابد که هیچ مسیر دیگری قدرت رساندن او به هدف را ندارد در نتیجه اگر او بخواهد به هدف برسد باید از راهی برود که دانایی ظرفیتی جلوی روی او قرار داده و این باید همانا حاکمیت تقدیر در انتخاب راه برای انسان است در واقع حاکمیت تقدیر همانا حاکمیت ظرفیت و ارزش وجودی او بر شرایط غیر حقیقی که بر ساختار واقعی فرد حاکم شده است . نبایدهای تقدیر با توجه به توضیحات داده شده در مورد بایدهای تقدیری هنگامی که فرد به دانایی از خود و قابلیتش رسیده باشد ، می تواند در مسیری قرار گیرد که راه بروز قابلیتش نیز براو آشکار شود و در این میان بسیار مسیر را در جوانب امر می بیند که به چشم راه می آیند و فرد را به جانب خود معطوف می دارند اما دانایی تقدیری فرد را از انتخاب و ورود به مسیر های شبهه انداز برحذر داشته ، فرد را نسبت به آنها نهی می نماید که در اینجا فرد با نبایدهای تقدیری مواجه می شود به این معنا که اگر فرد مبادرت به انتخاب و پیمودن آن مسیرها نماید ، نه تنها به مقصد نخواهد رسید بلکه خود را نیز تباه خواهد کرد . تقدیر خواستی از جانب خداوند در ایجاد مسیری برای به ظهور رسیدن قابلیت های مختلف انسانها در زمان و مکان و شرایط است و چون انسان در میان دیگران دارای زندگی است و دیگران در به عمل در آمدن خواسته های او به صورت مستقیم و غیر مستقیم دارای حضورند در نتیجه در صورت در تصادم قرار گرفتن با دیگران امکانی برای بروز قابلیتش وجود نخواهد داشت لذا باید راه رسیدن فرد به گونه ای طراحی و تبیین شده باشد که نه تنها در تصادم و برخورد با دیگران قرار نگیرد بلکه به دیگران بهره رسان نیز باشد و بتواند با عبور دادن فرد از میان انبوه راه های دیگران ، او را به مقصد برساند و چون این امر نیاز به دانایی از حال و آینده ی زندگی دیگران دارد و انسان از این دانایی و توانایی بی بهره است در نتیجه امکان شکل دهی و جهت دهی مسیر دست یابی به هدف ، برای او وجود نداشته ، این امر به خداوند که خالق او و دیگران است منتهی می شود و چون تعیین راه و نتیجه آن از جانب خداوند تعیین گردد ، تقدیر محسوب شده و برای انسانها شدن ها و نشدن ها و باید ها و نبایدها را در پی خواهد داشت . و نتیجه اینکه تقدیر حاکمیت حقیقت ساختاری انسان بر واقعیت القایی ، بر ساختار اوست و چون انسان از حقیقت ساختاری خود دارای دانایی نیست از تقدیر نیز دانایی نداشته ، آنرا تفسیر به رای نموده ، جبریتی از آن را برای خود و دیگران قائل می شود .


برچسب ها برچسب ها :
نویسنده : نویسنده :Dr.Kazemi  دیدگاه ها : دیدگاه ها : ۰    تاریخ : تاریخ :خرداد ۲۴, ۱۳۹۴


« این مطلب تا کنون  309  بار بازدید شده است »



پاسخ دهید

نوشته های اخیر


تمامی حقوق برای انجمن فلسفه و حکمت معنا محفوظ می باشد .

ترجمه شده توسط : مؤسسه فن آوری اطلاعات و ارتباطات هنر برتر