‫انجمن فلسفه و حکمت معنا » وارستگی فرزانگان و عشرت طلبی مدرک جویان‬

مدرک گرایی پدیده یی  رایج درجامعه امروز  است پدیده ای که لازم است از منظر فرهنگی واجتماعی مورد تحلیل و کنکاش قرار گیرد .

وارستگی فرزانگان و عشرت طلبی مدرک جویان

مدرک گرایی پدیده یی  رایج درجامعه امروز  است پدیده ای که لازم است از منظر فرهنگی واجتماعی مورد تحلیل و کنکاش قرار گیرد .

دراین نوشتار به گوشه ای از شخصیت تعدادی از فرزانگان( خارجی وایرانی )تامل بسیار کوتاه  خواهد شد فرزانگانی که دانش شان  فراتر از مدرک گرایی  وزندگی شان والا تر از کامیابی جویی های رایج  است  .شواهدی که بر خواهیم شمرد حکایتگر  وارستگانیست که توامان  معنابخش هنرخوب زیستن وعشق به دانش اند آنان علاوء بر   گسترش مرز دانستن  ـ معنابخش  هرمدرک اند بی آنکه محتاج به عنوان یا مدرک ویا نسبتی عاریتی و کاذب باشند.

۱_ت.کوهن:از فیلسوفان بزرگ معاصرکه بواسطه نداشتن مدرک دکتری فلسفه از تدریس در کالج فلسفه  دانشگاه مونیخ محروم بود این محرومیت هیچگاه موجب نشد کوهن علی رغم توانایی ها وشایستگی هایش در مسیر غیر اخلاقی ویا ارتباط با صاحبان قدرت قرار گیرد او برخواسته اش چشم بست تا وارستگی یک فرزانه معنی پیدا کند.

۲_لویی پاستور:از بزرگان علم وبیوشیمیستهای شهیرجهان که خدمات بسیاری را درحوزه پزشکی داشته است علی رغم خدمات فراوان و دانش بسیارش درکنار بی توجهی و استهزاء جامعه پزشکی به دستاوردهایش هرگز در صدد آن بر نیامد به کمک   نفوذی که در ارکان قدرت دارد به سلک پزشکان در آید .

۳_بهرام بیضایی:ازمفاخرواز بزرگترین نمایشنامه نویسان و فیلمنامه نویسان ایران است ایشان  با مدرک دیپلم استاد راهنمای پایان نامه مقطع دکترای همسرشان مژده شمسایی بوده اند با این وصف   علی رغم توانایی ها و دانش بسیار هرگزدر پی کسب عنوان مدرک افتخاری نبود ه  است  ایشان حتی بیکار ماندن طولانی  در  عرصه فیلمسازی  رابر ابتذال کشیدن خود و هنرش می پسندد.

۴-عبدالحسین آذرنگ:ازمترجمین و ویراستاران بزرگ واز چهره های ماندگار  حوزه کتاب وچاپ ونشر و مفتخر به دریافت نشان ملی علم .

ایشان از ادامه دوره دکترای کتابداری و اطلاع رسانی ( ایران )به خاطر پایین دانستن سطح آموزش منصرف گردیدند وبه ظاهر خود را از عنوان دکترا محروم نمودند.

این فرزانگانی که به آنها اشاره شده به ما درسهای وارستگی وگریزاز عشرت طلبی می دهند  آنان عشق به مدرک وکسب مدرک به هر شیوه و وسیله را امری دور از شان انسانی می دانندآنان محرومیت (کوهن )وتوهین واستهزاء (پاستور) وبیکاری(بیضایی)وبی عنوانی(آذرنگ)رابرای خود می پسندند بی آنکه در جهت رشد و موفقیت ظاهری خود به بی اخلاقی های رایج تن دهند وارستگی آنان پاداش مقاومتشان در برابرعشرت جویی ما حصل از مدرک است آنان بی مدرک هم دیده می شوند وهم به نیکی یاد می گردند آنان براستی علاوء بر   گسترش مرز دانستن  ـ معنابخش  هرمدرک اند بی آنکه محتاج به عنوان یا مدرک ویا نسبتی عاریتی و کاذب باشند

حسین نورانی

قابل نقد

مایل به پاسخگویی به نقد

——————————————————-

نوشته kiyan

نقدی بر مقاله وارستگی فرزانگان و عشرت طلبی مدرک جویان

بسمه تعالی

ابتدا جا دارد که از نویسنده به خاطر پرداختن به این موضوع تشکر نمود ، موضوعی که کمتر افراد بدان پرداخته و می پردازند و اما در ادامه .

مقاله فوق دارای ضعف هایی است که سبب نقد آن در کیفیت شده ، که در ادامه به آن می پردازم.

نخست آنکه بررسی مقاله در حد بسیار سطحی و ابتدایی صورت گرفت چرا که نویسنده تنها به معرفی چند چهره فرهیخته و بی اعتنایی مراکز زیربط به ایشان بسنده کرده ، به مسائل اصلی و بنیادی که در زیر می آید ، توجهی ننموده است .

الف – اصولا پدیده ای به نام مدرک وجود خود را مرهون چیست ؟

ب-  علل وجود بینش مدرک گرایی و ریشه های آن در چه نهفته است ؟

ج- با توجه به پنداشت نویسنده بر مذموم بودن پدیده مدرگ گرایی که سببی در ندیده گرفتن و تضیع حق اندیشمندان و محققین آزاد شده است ، راه حل در چیست ؟

در مورد اول مدرک وجود خود را مرهون تلاش کسانی است که در حیطه علمی به دست آوردهایی نائل آمدند  که در تعامل با دیگران به دو حالت منتهی شدند نخست آنکه در پی ارائه دانسته های خود به دیگران و کسب جایگاه ابراز وجود با مدعیانی مواجه شدند که با جعل آرا دیگران داد سخن داده مانعی در رسیدن ایشان به جایگاه مورد نظر شدند. پس عالمان علمی پی آن شدند که راه حلی بیابند تا با آن خود را از مدعیان بدون دانایی جدا ساخته ، اعتباری در شان قابلیت علمی خود ر در اذهان  بوجود آورده ، به کسانی که در پی بهره جستن از دانایی ایشانند ، این اعتماد را بدهند که ادعای دانایی شان به صدق است ، دوم اینکه برای بقاء و بسط دانش ، الزام انتقال آن به نسل های بعد به میان آمد در نتیجه نیاز بود تا افرادی مبادرت به این امر نمایند که در این میان ضرورت آموزش سطوح مختلف مطرح شد . در این میان می طلبید تا آموزنده از توانایی آموزش مقاطع خاص برخوردار باشد و برای این امر نیاز به شناسا هویت علمی  بود که این شناسای هویت علمی می بایست دارای پشتوانه باشد .

پس عالمان عرصه علمی چاره را در ایجاد جایگاهی منسجم دیدند در نتیجه تدریس علوم را از جایگاه های انفرادی که اساتید هر یک به گونه ای مبادرت به انجام آن نمودند، را به جانب جایگاهی واحد سوق داده ، مبادرت به تعیین مقاطع مختلف علوم نمودند و برای هر مقطع قابلیتی را برای آموزش در نظر گرفتند که با کسب آن قابلیت توسط هنر جو او را شایسته ورود به مقطع بالاتر دانستند . در واقع هنرجو با کسب تایید توانایی مقطع مورد نظر از مجمع علمی ، برخوردار از شناسا هویت علمی شده ، قادر به ادامه تحصیل در مقطع بالاتر در همان  مجمع یا مجامع دیگر می شود و بدینگونه مجامع مجزا از هم نیز در شناسایی و پذیرش افراد قادر به تفکیک مدعی کاذب از مدعی صادق خواهند شد در ادامه تحصیل علم فرد به مقطع انتقال دانایی به دیگران می رسد در این مقطع ، اینکه فرد قادر به تدریس چه علم و تا چه سطحی است را نیز مجامع علمی با صدور شناسا هویت علمی که پشتوانه آن تایید اساتید و علمای هر علم خواهند بود ، به اجرا در می آورند تا افراد  با آن قادر به یافتن جایگاه خود در انتقال دانسته هایشان باشند .

بنابراین پدیده ای به نام مدرک وجود خود را مرهون تلاش عالمان عرصه علمی در منفک نمودن خود از مجامع دیگر است .

دوم ، در مورد علل وجود بینش مدرک گرایی و ریشه های آن ، باید گفت که چون مجامع علمی تحت عنوان آکادامی و دانشگاه و غیره  شکل گرفت برای خود جایگاهی را در اذهان عمومی باز نمود که این امر سببی در وجود بخشیدن راه های تازه زندگی و نیز منزلت اجتماعی و علمی برای کسانی شد که توانایی خود را از مراکز علمی مورد نظر کسب نمودند و این امر دو پیامد را با خود به همراه داشت ، نخست آنکه دانش جویان حقیقی را در خط سیری قرار داد که با آن قادر به بروز قابلیت خود بوده ، جایگاه خود را رقم زدند و دوم اینکه وسوسه ای در عوام ایجاد نمود تا در پی دست یابی به جایگاه مورد نظر عالمان باشند تا با آن بتوانند ادعای کذب خود را رنگ و بوی صادق بخشند . پس پی ورود به مجامع علمی به اشکال گوناگون شدند و متاسفانه بعضا به سبب کوتاهی و غفلت و بی مبالاتی دست اندرکان مجامع علمی ، به مقاصدی نیز دست یافتند . و این امر تاویل بینش مدرک گرایی در عامه را تحقق بخشید .

سوم ، در مورد راه حل این معزل ، باید توجه داشت که هیچ حرکتی شکل نخواهد گرفت و به نتیجه نخواهد رسید مگر آنکه شروعی بر آن متصور و انرژی برای آن قائل شد . در این میان محققان آزاد یا به فروتنی یا به عدم تمایل به تظاهر در انظار ، کوتاهی نمودند و چون عالمان کلاسیک که برای خود جایگاهی را مشخص داشتند ، ایشان پی جایگاهی دیگر ، یا مشابه آن نشدند در نتیجه هم خود زیر چرخ های روند  حرکتی آن مجامع له و گم شدند و هم گم شدن و له شدن محققین آزاد و دانایان آینده را تضمین کردند .

دانایی چون به مقطع بهره رسانی نرسد را سودی نیست همچنانکه عاالم دانای منفرد را فرهیخته گی نخواهد بود.  فرهیخته گی دانا در تجلی دانایی او و بهره رسانی به دیگران است . دانا را تکلیف تنها در دانا شدن نیست ، بل نیمی از وظیفه او که کمال دانایی او را با خود به همراه دارد ظهور دانایی و عمل به آن است در نتیجه پی جایگاه ظهور دانایی شدن نیز از وظایف دانا است که این امر با خود ابزارهایی را می طلبد که از جمله آن تطبیق ابزار با زمان و مکان است که این ابزار ممکن است در زمانی خود را به داشتن جایگاه منسجم علمی نشان دهد و زمانی هم با مدرک ، و اگر دانایی از امکان جایگاهی خاص بی بهره است بر او فرض است که از ابزاری دیگر که مقبول اجتماع است ، بهره گیرد و اگر ابزار ایجاد جایگاه بروز دانایی ، مدرک است ، پس او باید خود را به آن برساند نه آنکه گوشه عزلت اختیار کند به بهانه اینکه دیگران جایگاهی را برای من قائل نشدند .

نتیجه اینکه راه حل ، ایجاد جایگاهی هم عرض با مجامع علمی کلاسیک است تا با آن بتوان اندیشمندان و محققین آزاد را به مسیری تمرکز داده ، جذب نمود و امکان ظهور قابلیت شان را فراهم ساخت .


برچسب ها برچسب ها :
نویسنده : نویسنده :Dr.Kazemi  دیدگاه ها : دیدگاه ها : ۰    تاریخ : تاریخ :خرداد ۲۴, ۱۳۹۴


« این مطلب تا کنون  216  بار بازدید شده است »



پاسخ دهید

نوشته های اخیر


تمامی حقوق برای انجمن فلسفه و حکمت معنا محفوظ می باشد .

ترجمه شده توسط : مؤسسه فن آوری اطلاعات و ارتباطات هنر برتر